♥♥♥خلــوت دل♥♥♥
با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار، شاید فردایی نباشد 
نویسندگان
پیوندهای روزانه
سلام، پیش از هر گفته ای تشکر میکنم از دوستانی که به این وب سر میزنن و خیرمقدم عرض میکنم به دوستانی که اولین بار هستش از این وب بازدید می کنند.
خیلی خلاصه موردی رو که اخیرا باعث بسته شدن وب شده بود رو عرض میکنم:
متاسفانه عکس هایی که به هر پست اختصاص داده شده بود و متناسب با موضوع پست بود به صورت ناگهانی و بدون اطلاع بنده تغییر کرده و متاسفانه عکس های مبتذلی جایگزین آنها شده بود که با پیگیری متوجه این قضیه شدم که سایتی که عکس ها بر روی آن آپلود شده بود مورد حمله قرار گرفته و هک شده است.
امیدوارم که با روشن شدن این قضیه کسانی که احیانا مواردی از عکس ها را دیده اند، متوجه این قضیه شده باشن که وب نویس در این مورد بی تقصیر است.





[ جمعه 2 اردیبهشت 1390 ] [ 04:13 ب.ظ ] [ آریایی ]

کاری باید کرد
دیر می‌شود
کاری باید کرد.

برف
راه را پوشانده است
باد
مثل همیشه نیست.

من
چیزهایی شنیده ام.

تا هوا روشن است
باید از این ظلمت بیهوده بگذریم
دارد دیر می‌شود.

من خواب دیده‌ام
تعلل
سرآغاز تاریکی مطلق است.

سید علی صالحی 



طبقه بندی: سید علی صالحی، 
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ آریایی ]

دیر گاهی است که بی او

در دلم غوغاست

درونم درآتشی بس سوزنده می سوزد

آتشی که در دلم افروخت

از درون مرا ذوب میکند

اما چرا او حتی نیم نگاهی به سویم

نمی اندازد

مگر از غوغایی که در دلم افروخته

بی خبر است

چرا کوچکترین التفاتی به سویم نمی کند

شاید مهر مرا به فراموشی سپرده است

یا یاری دیگر او را زمن ربوده است

اما هرچه هست درقلبم جاودانه است

که هیچ زمان بی یاد او سپری نمی شود

ملیحه



طبقه بندی: فرزانه شیدا - نجمه زارع - پریان -ملیحه، 
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ آریایی ]

گفته بودی سهراب

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است 

ولی از حادثه ی عشق چه می دانستی؟ 

شکر آنش را آیا هرگزقطره قطره به تو نوشانده کسی؟

شده یک بار به جز گرمی عشق به غم سردی آن هم برسی؟ 

سردی عشق چه ویرانگر بی احساسی است!

در همه زندگیت داشته ای لحظه ی بی توصیفی

که نگاهت ، مژه هایت همگی سرد شوند 

و دو چشمان تو در حدقه ی خود یخ بزنند؟

عشق جز چهره ی گل ، باغ ،درخت چهره های دیگر هم دارد .




طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ آریایی ]

یک نفـــــــر در ناز و نعمت ، با غذایی گرم و نرم

یک پدر با دســــت خالی ، با نگاهی غرق شرم

یک نفـــــــــر بر بالشی از جنس قو در خواب ناز

یک نفـــــــــــر بر پاره فرشی در اتاقی خفته باز

یک نفــــــــــــــر با بهترین نوع لباسش پر غرور

کودکی پایش برهـــــــــــــنه ، پیرهن زار و نمور

من چه گویم از دلـــم ؟ غرق سوالم ، بی جواب

این دلم آتش گـــــــرفت از غصه ،محتاجم به آب


کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ آریایی ]

این روز ها که می گذرد 

یک ترانه ی تلخ 

قصه ی تنهایی های مرا می سراید

سمفونی گوش خراشی است 

روز هاست که پنبه دیگر فایده ای ندارد

باید باور کنم تنهایم ...



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ آریایی ]

بی تو ترك برداشته ام 

و به هر بهانه ای ، 

دلم می شكند ،

گاهی گم می شوم پشت پنجره ها 

و سكوتم را بغض می كنم 

تا نشنوند صدای شكستنم را



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ آریایی ]

عشـــــق یعنی در نگاهت غرق رویاها شوم

در ته دریای قلبت وصف ماهیــــــــــــها شوم

پر شوم در ساحل چشمت بسان اشک شوق

قطره ام ، شاید که روزی با تو  یک دریا شوم

کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 04:55 ب.ظ ] [ آریایی ]

انگار از هر طرف

که میروم

به تــو

می رسم،

چه خوب که تو

این همه بزرگـــی ..



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ آریایی ]

این چه رویای قشـــــــــــــــنگی از نگاه کبریاست ؟

عشق من دریا ، طلـــوعش یا غروبش با صفاست

آخر احساس و روحش غرق عشق است و لطیف

وسعتش بی انتــــــــــها و پاک و هم بی ادعاست

روح ... دریا ، عشـــــــق ... دریا ، دل به دریا میزنم

زیرباران ، شــــــعردریا ، این سکوتی بی صداست


کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ آریایی ]

خـسـتـه ام مـن !

خـسـتـه از ایـن زنـدگـی !

خـسـتـه از ایـن روزهـای پـرمـلـال !

بـال مـی گـیـرد 

کـلـاغ روح مـن ،

تـا کـُنـار دشـت سـبـز بـی بـلال !

حـسـیـن پـنـاهـی



طبقه بندی: حسین پناهی، 
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ آریایی ]


نشسته ام به انتظار شکســـــــــــتنم در این سراب

دلم گرفته و روحـــــــــــــــــــم ترک دارد از این عذاب

منم که دل خوش کـــــــــــــرده ام به رویای این آینه

نمانده عمری و میروم تا به ابد ســــــــــــــوی خواب

چه گویم از این سرنوشت و چه سازم از بخت خویش 

تمام عـــــــــمر من پر شد از این سوالهای بی جواب


کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 12:43 ق.ظ ] [ آریایی ]

برگ زردی از نژاد فــــــــــصل پاییزم ، خـــــــزان رنگ رنگ

زیر پای عــــــــــابران افتاده ام ، اما ندارم قـــــــــصد جنگ

روزگاری پیش از این در اوج شـــــــاخه ، بر درختی بوده ام

در بهاری ســـــــــبز و زیبا در کنار باغ و گلـــــــهای قشنگ

پس نشـــو مغرور دنیا ، تخت و تاج و پول و گنج و جاه و زور

آخرش مــــرگ است و رفتن ، قبرتاریک و عذاب و جای تنگ

کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ آریایی ]

آدمـــــــی وقتی به دنیا میگشاید چشم خویش

میخورد از هرکس و ناکس ، کنایه ، زخم و نیش

زنده بودن همچــــــــو شمعی روشنایی میدهد

وقت رفتن شــمع ما خاموش و باقی زار و ریش

من چه گویــــــــم از عذاب زنده بودن،درد و رنج

ســــــــعی کن قلبی نباشد بعد تو خاطر پریش

کیهان حکمت شعار



طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ آریایی ]

می پوشانم 

دلتـنگی ام را

با بستری از کلمات

اما باز کسی در دلم 

" تــــــو "

را صــدا می زنـــد ...



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ آریایی ]

با نگاهی غــــــــــرق دریای دعا

بر ضــــــــریحی زُل زدم بی ادعا

محو عشقی شد نگاهم غرق نور

 رد شـــدم از بی کسیها بی عبور

تازه فهمیدم ســعادت در کجاست

در دعای نیمه شب،پیش خداست

کیهان حکمت شعار




طبقه بندی: یغما گلرویی-هیوا مسیح-رحیم سینایی- سید علی میر افضلی-مسعود فردمنش-کیهان حکمت شعار، 
[ سه شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ آریایی ]

او

او که بی دلیل

مرا به بر آمدن آفتاب امید می دهد

ابله ِ دلسوز ِ ساده ایست 

که نمی داند

نومیدی سر آغاز دانایی آدمی است.


سمفونی سپیده دم-سید علی صالحی



طبقه بندی: سید علی صالحی، 
[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ آریایی ]

هیچ ساعتی دقیق نیست

و هیچ چیز مال ِ خودِ آدم نیست ،

مگر همان چیزهایی که خیال می کند

دل بستگی هایی به آن دارد ،

بعد

یکی ... یکی

آن ها را از آدم میگیرند .


عباس معروفی



طبقه بندی: علی اطهری کرمانی-خسرو نکونام-ایرج جنتی عطایی-کیوان شاهبداغی-محمد قدیمی-بهمن رافعی-عباس معروفی، 
[ یکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ آریایی ]

اے کاغذ سپید

کہ همه ے دردهایم را

بہ دوش میکشے ،

یکبار دیگر رویت مے نویسم :

/ بے نهایت دوستش دارم / ...



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ آریایی ]

او شــراب بــوســه مــےخــواهد ز مــن

مــن چــه گــویــم قلــب پــر امیــد را 

او بــه فکــر لــذت و غــافــل کــه مــن

طــالبــم آن لــذت جــاویــد را . . .

فروغ فرخزاد



طبقه بندی: فروغ فرخزاد، 
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ آریایی ]

تــو را بــا تپــش هــای قلبــم ســرودم!


بــه ایــن واژه هــا،


احتیــاجی نــدیدم . . .


قیصر امین پور



طبقه بندی: قیصر امین پور، 
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ آریایی ]

بی تو هیچ نمی خواهم

نه آسمان ، نه زمین

نه باران ، نه خیس شدن

نه تازگی ، نه طراوت

گرمای دستانت را به من بده

همه چیز را از من بگیر

ملیحه



طبقه بندی: فرزانه شیدا - نجمه زارع - پریان -ملیحه، 
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ آریایی ]

ما را به عشقت میخری و ساده رسوا میکنی

عهدی که با ما بسته ای افسوس حاشا میکنی

زلفت حمایل میکنی از آشنا رد میشوی

از ما مگر تنگ آمدی هر شب خدایا میکنی

ما را بدینسان میبری تا ارتفاع دلبری

اسباب و ابزار سقوط آسان مهیا میکنی

بر کس مزن آن تیشه را کز بند بند ما زدی

زنهار اشک خفته را امواج دریا میکنی

نقد از کفم دل برده ای آنرا به نسیه پس بده

حالا که در دل دادنت امروز و فردا میکنی

روزی که دل میباختم حرف چرا وچون نبود

اکنون نمیدانم چرا اما و آیا میکنی



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ آریایی ]

می رسد ...
 
روزی که من ،
 
بی هیچ هراس و دلهره ای
 
می ایستم و رساتر از هر بار گفتنم ،
 
فریاد می زنم دوستت دارم را ...
 
و رها می شوم در حجم آغوش ِ " تو "
 
و به خواب می روم ...
 
و تمامی ِ آشنایان ِ این حوالی
 
بی هیج شماتتی
 
سرمست می شوند !



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ آریایی ]

درون دل که پیدا نیست

پر از زندان و زندانیست

تو را محکوم دل کردم

نمیدانم دلیلش چیست؟

سبب شاید همین باشد

بدون تو نباید زیست!!!!



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ آریایی ]

زیستن

همچون درخـت

تنهــا و رهــــــا،

همچون جنــــگل

بـــــرادروار،

این است

حسرت و آرزوی مـا.

ناظم حکمت



طبقه بندی: منصور اوجی-ایرج صف شکن-ناظم حکمت، 
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ آریایی ]

برایم هنوز پنجره می گشایی 

رو به باغ 

رو به افق

و رو به دریا ...

تا کنون چشمهایت در آیینه چشم هایم ننشسته اند

و تو نمی دانی که یک روزن به چشمهایت

مرا از هزار پنجره به دنیا خوشتر است.



طبقه بندی: اشعار عاشقانه و بی نشان، 
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ آریایی ]

در آیینه نگاهت گم شده ام

خود را در زلال آن نمی یابم

دلم بدجوری هوای دیدنت را کرده است

بیا و مرهم دل خسته ام باش

دست هایت را ازمن دریغ نکن

که به گرمای ان ها محتاجم

اگر بیایی صدایت در گوشم

طنین عشق خواهد نواخت

و گرمای عشقت جان خسته ام را

توانی دگر خواهد داد و جان مرده ام را

نفخه زندگانی خواهد بخشید

بیا و آغوش خود را از من دریغ نکن

که من در آغوش تو

زیباترین حس را خواهم داشت

و زیبایی و لطافت گل های بهاری را

در میان دستان تو خواهم یافت

دست هایت را از من دریغ نکن.......




طبقه بندی: فرزانه شیدا - نجمه زارع - پریان -ملیحه، 
[ چهارشنبه 5 بهمن 1390 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ آریایی ]

ne varsa aradığım bil ki sende bulmuşum

senden öncesi yoktu seninle var olmuşum

sende bütün ümitler,sende bütün özlemler

beni bende arama artık ben sen olmuşum



طبقه بندی: اشعار ترکی استانبولی، 
[ چهارشنبه 5 بهمن 1390 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ آریایی ]

شب و سکوت و گریه فریاد قلب بیمار

اینجا دلی شکسته قلبی همیشه بی یار

هق هق ، گلوی خسته یک استکان چایی

دستی میان صورت ، سیگار پشت سیگار

نور چراغ آبی ، صد کاغذ مچاله

شعری که خط زدم باز نفرین به دست و خودکار

یک قاب عکس خالی ، یک شیشه ی شکسته

یاد تو و صدایت مشتی میان دیوار

چشمان خیس و بغضی از زخم بی وفایی

عشقی که شد فراموش در پشت تهمت اینبار

یک آرزوی ساده اما عبث گمانم

افسوس دیدن تو حتی برای یکبار

صد اغتشاش فکری پرسش میان پرسش

آخر چرا چگونه تکرار حرف و تکرار

آخر چه کرده بودم ، بر من چرا جفا شد

صدها سوال مبهم باز انفجار افکار

در دادگاه عشقت محکوم و بی دفاعم

حکم جدایی از تو اجرا شود به ناچار

رفتی همیشه جایت خالی ست در وجودم

تا زنده ام نشینم بر آرزوی دیدار ...

ساسان مظهری



طبقه بندی: ساسان مظهری، 
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 04:14 ب.ظ ] [ آریایی ]

فریادها مرده اند،

سكوت جاریست،

تنهایی حاكم سرزمین بی كسی است ، 

میگویند خدا تنهاست ما که خدا نیستیم چرا تنهاییم؟؟!!!

دکتر شریعتی



طبقه بندی: دکتر علی شریعتی، 
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ آریایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 107 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

بنام هستی بخش توانا

همیشه سعی کن لبخند بر لبانت,عشق در قلبت, لطف در نگاهت, محبت در چهره ات, بخشش در رفتارت وحق در زبانت جاری باشد و بس.

با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار، شاید فردایی نباشد.

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ، ظرف امروز پر از بودن توست ، زندگی را دریاب...

خودت باش و خودت را آنگونه كه هستی دوست بدار حتی اگر مجبور باشی برای خود بودن بهای سنگینی بپردازی این بها را بپرداز و خودت باش.

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق.
خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق.
و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد.
از هر طرف كه بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما كاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر،
كه خدا كسی را دوست‌تر دارد كه لباسش رنگی‌تر است.


گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق می ورزند ،زمان را آغاز و پایانی نیست.

بزرگترین غمها همیشه پشت خنده های دروغین گم می شود، زیباترین احساسها همواره با توقعات بیجا اشتباه می شود. در زمانه ای كه بر لبها مهر سكوت خورده ، شادیها حتی واقعی ترینشان بوی غم می دهند، هستند كسانی كه با حرفهایشان احساسهای فراموش شده را بیدار می كنند، كسانی كه به معصومیت بره اعتقاد دارند، به عشقی كه مثل باد در دل گندم می پیچد و آن را می لرزاند اعتقاد دارند.

shahrashoob_aria@yahoo.com
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

داغ کن - کلوب دات کام
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools